خانه » اخبار » فضائل حضرت علی اکبر علیه السلام

فضائل حضرت علی اکبر علیه السلام

به گزارش سرویس دینی جام نیوز،حضرت علی اکبر علیه السلام در طاقت زبان و زیبایى صورت و سیرت و خلقه اشبه ‏ترین مردم به رسول خدا بود که جامع همه کمالات و صفات حسنه و اخلاق نیکو مى‏ باشد.

 

لیکن درباره اخلاق پیامبر صلى الله علیه وآله مى ‏فرماید: اِنّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ. همانا تو داراى اخلاق عظیم و برجسته‏اى هستى.
و حضرت على اکبر علیه السلام در جمیع صفات و اخلاق چون پیامبر بود و پدر بزرگوارش درباره‏ى او مى‏ فرمودند:
اللّهُمَّ اشهَد فَقَد بَرزالیهم غُلامٌ اَشبَهُ الناسِ وَ خلقاً و مَنطقاً بِرسولِکَ‏صلى الله علیه وآله و کُنّا اِذا اشتقنا الى نَبیّک نَظَرنا الیهِ .
خدایا گواه باش جوانى که در خلقت و سیرت و گفتار شبیه ترن مردم به پیامبرت بود به جنگ این مردم رفت و ما هرگاه به دیدن پیامبرت مشتاق مى ‏شدیم به این جوان نگاه مى ‏کردیم.

 

عصمت آن بزرگوار
عصمت همانند عدالت داراى درجات متفاوت است و هیچ کس به درجه چهارده معصوم نمى ‏رسد لکن خداوند مقام عصمت را به حضرت على اکبر لطف فرموده ‏اند .
صلى اللَّه عَلیکَ و عَلى عِترتِکَ و اهلِ بَیتکَ و ابائِک و ابناءِک و اُمَّهاتِکَ الاخیار الا برار الذینَ اذهَبَ اللَّهُ عنهُمُ الرِجسَ و طَهَّرهُم تطهیرا.

 

که دورى از رجس همان عصمت است اما آنچه دال بر مطلب است زیارت رجبیه امام حسین مى باشد که محدث قمى در مفاتیح نقل کرده است: آنگه به سوى قبر على بن الحسین علیه السلام برو و نزد قبر آن جناب بایست و بگو :
السلام علیکَ ایها الصدیقُ الطیّبُ الزَّکىُّ الحبیبُ المقَّربُ وابن ریحانةِ رسول اللَّه و جَعلکَ مِن اهل البیت الذیت اذهَبَ اللَّه عنهم الرجس وَ طهَّرَهُم تطهیراً.

که خداوند آن بزرگوار را از اهل عصمت قرار داد. کلمه طیبه و زکى را نیز مى ‏توان موید عصمت دانست .

 

 

صفات آن سرور
حضرت على اکبر داراى صفات جلال و جمال و ملکات نیکو بود و به عالم ملکوت وصل بود دو حدیث از مرحوم سیدبن طاووس و شیخ مفید در طى طریق کربلا نقل کردیم که پدر بزرگوارش گفت:
أَفَسَلنا عَلَى الحَقِ ؛ آیا ما بر حق نیستیم ؟
حضرت فرمودند: بلى، گفت: اِذاً لا نبالى بالموتِ. حال که چنین است از مرگ باکى نداریم.

 

شجاعت
آن بزرگوار شجاعت را از على مرتضى علیه السلام به ارث برده بود .
علامه مجلسى نقل مى ‏کند؛ آن حضرت به هر جانب روى مى ‏آورد گروهى را به خاک هلاکت مى‏ افکند .
فَلَم یَزَل یُقاتِلُ حتّى ضَجَّ الناسُ مِن کَثَرةِ مَن قَتَلَ منهُم وَ رُوِىَ أنّه قَتَلَ عَلى عَطَشِهِ مأةً و عِشرین رُجلاًثم رَجَعَ الى ابیهِ…فَلَم یَزَل یُقاتِلُ حتّى قَتل تمام المأقَین….

 

بقدرى از آن لشگر کُشت که از کثرت کشته به شیون آمدند و روایت شده؛ على اکبر با آنکه تشنه بود ۱۲۰ نفر را کشت آنگاه نزد پدر بازگشت دوباره به میدان آمد و آنقدر جنگید تا کشته‏ها به دویست نفر رسید.
یلى دختر ابى مرة بن عروة بن مسعود ثقفى است و عروةبن مسعود یکى از سادات اربعه در اسلام است و از بزرگانى بود که رسول خدا صلى الله علیه وآله او را مثل صاحب یاسین که قوم خود را به خدا دعوت کرد و او را کشتند و شبیه‏ ترین مردم به عیسى بن مریم نامیدند.

 
اول شهید از اهل بیت
چون اصحاب باوفاى ان سرور به درجه ى شهادت رسیدند و نوبت به خاندان آن بزرگوار رسید على اکبر اول آنها بود که به میدان شتافت.
مرحوم سیدبن طاووس و ابن نمانقل مى‏کنند: چون با آن حضرت بجز خاندانش کسى نماند على بن الحسین که از زیبا صورتان و نیکو سیرتان روزگار بود بیرون آمد و از پدر اجازه جنگ خوه است و حضرت به او اجازه داد.
مرحوم شیخ مفید مى ‏نویسد: همچنان یک یک از یاران سیدالشهدا علیه السلام پیش مى‏آمدند و کشته مى ‏شدند تا از همراهان امام حسین علیه السلام جز خاندانش کسى نماند پس فرزندش پیش آمد.
ابن ادریس مى ‏نگارد:و هوَ اوّل قَتیل فى الواقعه یَومَ الطَّفِّ مِن آل ابى طالبٍ. على اکبر اولین کشته از آل ابیطالب در روز کربلا بود.

 

از زیارت ناحیه مقدسه هم چنین استفاده مى ‏شود که حضرت على اکبر علیه السلام اول شهید از اهل بیت بوده که مى ‏فرماید:

 

السلامُ علیکَ یا اوّلَ قَتیلٍ من نسل خیرِ سلیل من سُلالَةِ ابراهیم الخَلیل… سلام بر تو اى اولین جان باخته از خاندان بهترین زادگان (رسول اکرم) از دودمان ابراهیم خلیل…
جمعى از مورخین اهل سنت چون طبرى  و ابن اثیر ابوالفرج و… نیز همین را گفته‏اند اما بعضى احتمال داده‏اند که مراتب اولویت، در شأن و مرتبه باشد چنانکه مثلاً مى ‏گویند « فلانى اول عالم یا اول تاجر» است و گفته‏ اند: عبداللَّه بن مسلم بن عقیل اول شهید از اهل بیت است لکن عبارت زیارت ناحیه و عبارت مرحوم سیدبن طاووس و شیخ مفید و ابن ادریس با این توجیه نمى ‏سازد.
شهادت حضرت على اکبر
ابن سعد گوید: مردى از شامیان على بن الحسین را که مادرش آمنه دختر ابى مره ثقفى و مادر او دختر ابوسفیان بود فراخواند و گفت: تو با خلیفه خویشاوندى دارى. اگر مى‏خواهى برایت امان نامه بگیرم و هر جا که دوست داشتى برو. گفت: به خدا قسم خویشاوندى رسول خدا صلى الله علیه وآله از خویشاوندى ابوسفیان لازمتر بود که مراعات شود.
هنگامیکه تمامى اصحاب شهید شدند و فقط اهل بیت باقى ماندند تصمیم گرفتند که با تمام وجود به ملاقات مرگ بروند و شروع کردند به وداع با یکدیگر. نخستین کسى که قدم پیش گذاشت ابوالحسن على اکبر بود که بیست و هفت ساله بود. او آیینه جمال نبوى، ضرب المثل اخلاق نیکو و خلاصه‏اى از گفتار بلیغ بود.

 

اگر که خداوند شهادت او را مقدر ننموده بود و اسماء آنها را در صحیفه نازل شده توسط جبرئیل بر پیامبر مقرر نکرده بود، هر آیینه او سزاوار مقام خلافت بود.
هنگامیکه تصمیم گرفت به میدان برود جدایى او بر بانوان حرم، سنگین مى ‏آمد، چون او پناهگاه آنان، حامى امنیت آنها و تکیه گاه آرزوهاى آنها پس از حسین بود، مى‏دیدند که آهنگ رسالت در حال قطع شدن است. خورشید نبوت درحال کسوف است و اخلاق مهدى درصدد کوچ کردن است.

 

پس او را احاطه کردند و به اطراف او چسبیدند و مى‏ گفتند: بر غربت ما رحم کن، نمى‏توانیم فراق تو را تحمل کنیم. على اکبر اعتنا نمى‏ کند چون مى‏بیند که امام زمان وى در حالى است که دشمنانش براى ریختن خونش اجتماع کرده‏اند از پدر اذن مى ‏گیرد و بر اسبى متعلق به حسین علیه السلام بنام لاحق سوار مى ‏شود. حسین علیه السلام نتوانست جلوى اشک چشم را بگیرد .

 

به سوى عمرسعد فریاد زد: تو را چه شده؟ خداوند رحم تو را قطع کند چنانچه رحم مرا قطع کردى و خویشاوندى مرا با رسول خدا حفظ نکردى، امیدوارم خداوند کسى را بر تو مسلط سازد که در رختخواب تو را ذبح کند.
آنگه محاسن خود را به سوى آسمان بلند کرد و فرمود: خدایا تو شاهد باش که شبیه‏ترین مردم به پیامبرت از حیث آفرینش و اخلاق و گفتار به سوى این قوم رفت که هرگاه مشتاق سیماى رسول تو مى شدیم به چهره اش مى ‏نگریستیم .

 

خداوندا برکات زمین را از آنان بگیر و اگر برخوردارشان ساختى، دچار تفرقه شان ساز و حاکمان را هرگز از آنان خرسند مکن. اینان دعوتمان کردند که یارى مان کنند، آنگاه بر ما تاختند و به جنگ ما آمدند و حرمت نزدیکى مرا با پیامبر پاس نداشتند و آنگاه با صداى بلند این آیه را تلاوت نمود.
خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را برجهانیان برگزیده دودمانى که برخى از برخى دیگر برترند و خداوند شنواى داناست.

 

پس آن شاهزاده به میدان رفت، جمیع لشگر حیران جمال نورانى او شدند چون به میدان رسید بر آن سپاه تاخت و قوت بازویش که نشانه‏اى از شجاعت حیدرى بود بروز داد و رجز مى‏ خواند:

أَنا علىُّ بن الحُسین بن على                  نَحنُ وَ بیتِ اللَّهِ أَولى بِالنَّبى
تَاللَّهِ لت یحکُم فیناابن الدَّعِىِ                 اضربُ بالسّیف أحامى عن اَبى

ضَرب غلامٍ هاشمِمّى عَلَوىّ

 

 

تولد و سن آن بزرگوار
مرحوم مقرم مى ‏نویسد:على ‏اکبر در روز یازدهم شعبان سال ۳۳ هجرى یعنى دو سال قبل از کشته شدن عثمان به دنیا آمد این موافق است با قول ابن ادریس در سرائر که فرموده: على اکبر در خلافت عثمان چشم به دنیا گشود.
پس در روز عاشورا آن بزرگوار ۲۷ ساله بوده و تایید مى‏ شود به اتفاق مورخین و علماى علم نسب که حضرت على اکبر علیه السلام از امام سجاد بزرگتر بوده و امام سجاد در روز عاشورا ۲۳ سال داشته ‏اند.

 

محدث قمى گوید: در سن على اکبر اختلافى عظیم است، ابن شهر آشوب و محمدبن ابى طالب گویند ۱۸ ساله بوده و شیخ مفید او را ۱۹ ساله دانسته بنابراین از امام زین العابدین کوچکتر بوده است. و بعضى گویند ۲۵ ساله بوده و غیر از این هم گفته‏اند.پس على اکبر از برادرش بزرگتر بوده و این صحیح‏ترین قول است..

 

 

مقتل شیخ مفید

مقتل مقرم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>