خانه » اخبار » امر به معروف و نهی از منکر و نظارت همگانی از منظر امیرمومنان علی علیه السلام

امر به معروف و نهی از منکر و نظارت همگانی از منظر امیرمومنان علی علیه السلام

خبرگان منتخب مردم  در تنظیم قانون در (( اصل هشتم ، آورده اند : در جمهوری اسلامی ایران دعوت به خیر ، امر به معروف و نهی از منکر وظیفه ای است همگانی و متقابل به عهده مردم نسبت به یکدیگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت … و المومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر . بنابراین علاوه بر اینکه حکومت درون تشکیلات خود باید

ناظران با صلاحیت و بازرسان هوشیار و زیرک و حراست های نیرومند به قدرت قانونی مطلوب برای امر به معروف و نهی از منکر درون خانواده دولت و مجلس و دستگاه قضایی داشته باشد و قوه قضائیه بر اساس گزارشهای بازرسان مومن و با تجربه با قاطعیت با فساد مدیران و ادارات مبارزه کند ، جلب مشارکت عمومی به منظور توسعه و تعمیق (( نظارت مردمی)) نیز لازم است و مردم مومن و انقلابی

هم اعمال کار گزاران را ارزیابی نمایند و با امر به معروف و نهی از منکر نسبت به دولتمردان ،روسا،

وزیران،معاونان،استانداران و آ لودگی های آنان مبارزه کنند و جلوی انحرافات آنان را بگیرند و به

اصلاح امور دولت و مهار مفاسد مدیران و فساد اداری کمک کنند.

آثار ترک امر به معروف و نهی از منکر

بی توجهی به امر به معروف و نهی از منکر و تواکل در آن و یا ترک آن پیامد های ناگوار و آثار سوء فراوان دارد . امام علی (ع) در حساس ترین لحظات حیات با برکت خویش در بستر شهادت به فرزندان خویش دو شخصیت بزرگ امت اسلامی امام حسن (ع) و امام حسین(ع) چنین سفارش فرموده اند : لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکن اشرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم .امر به معروف و نهی از منکر را ترک و رها نکنید که در صورت ترک آن ،اشرار و بدکردارها بر شما مسلط می شوند. و سپس برای دفع شر آنان دعا می کنید ولی مستجاب نمی شود و روا نمی گردد در این رهنمود امام علی (ع) رها کردن (( امر به معروف و نهی از منکر)) را زمینه ساز حاکمیت و سلطه اشرار بر مردم شناخته شده است که با کوتاهی در این وظیفه بدکرداران و مفسدان در حکومت راه می یابند و قدرت پیدا می کنند و در آن زمان دعا برای رهایی از سلطه اشرار دولتی مستجاب نمی گردد چون خودشان با کوتاهی از امر به معروف و نهی از منکر سر نوشت خویش را تغییر داده اند امام علی (ع) در خطبه قاصعه نیز لعنت گذشتگان و دور شدن آنان از رحمت الهی را معلول ترک امر به معروف و نهی از منکر معرفی فرموده اند: ان الله سبحانه لم یعلن القرن الماضی بین ایدیکم الا لتر کهم الامر با المعروف و النهی عن المنکر فلعن الله السفهاء لر کوب المعاصی و الحماء لترک التناهی . خدای سبحان گذشتگان را جز به دلیل ترک ((امر به معروف و نهی از منکر )) لعنت نکرده است پس خداوند سفیهان رابه خاطرگناه کردن و حلیمان را که زشتی ها را تحمل کردند به خاطر ترک نهی از منکر لعنت کرد ابو حجیفه و هب بن عبدالله که امام او را ((وهب الخیر)) نامیده و در کوفه مسوول بیت المال قرار داده اند درباره ترک اثر امر به معروف و نهی از منکر یدی ، لسانی و قلبی ، می گوید : شنیدم امیر المومنین (ع) می فرمود : نخستین چیزی که از آن مغلوب می گردید و شکست می خوردید و کنار می گذارید (( جهاد یدی)) بعد ((جهاد لسانی )) و سپس (( جهاد قلبی )) است، کسی که به قلب معروف را دوست نداشت و منکر را زشت نشمرد، (( قلب فجعل اعلاء اسفله و اسفله اعلاء)) وارونه گشته و بالایش پایین و پایینش بالای او خواهد شد آسایش و در دنیا از بین می رود و در آخرت هم کیفر می بیند در این حدیث ترک امر به معروف و نهی از منکر و جهاد در هر سه مرحله عملی ، زبانی و قلبی عامل سقوط و انحطاط شناخته شده است . در هشدار دیگر امام علی (ع) مردم را از ترک امر به معروف و نهی از منکر باز داشته اند:ایاکم والتدابر و التقاطع ترک الامر بالمعروف و النهی عن المنکر از پشت کردن به هم و بریدن از یکدیگر و ترک و رها کردن امر به معروف و نهی از منکر بپرهیزید و در رهنمودی دیگر ترک کننده رسالت نهی از منکر را ((مرده ای در میان زندگان )) نامیده اند : من ترک انکار المنکر بقلبه و لسانه ویده فهومیت بین الاحیاء . کسی که انکار و نهی از منکر را به قلب و زبان و دستش رها کند او مرده ای بین زندگان است . شهید مطهری در بحث از عوامل تعالی و انحطاط اجتماع و حکومت ها بر اساس قرآن ،((چهار عامل)) عدالت و بی عدالتی،اتحاد و تفرقه ،فساد و صلاح اخلاق،و اجرا یا ترک امر به معروف و نهی از منکر را در ترقی یا انهدام جوامع موثر می داند و از آیه ۷۹ سوره مائده استنباط می کند که ترک امر به معروف و نهی از منکر در هلاکت و انهدام یک ملت موثر است . دکتر علی شریعتی نیز در مقاله «اجتهاد و نظریه انقلاب دائمی » می گوید: در اعتقاد اسلام بر مبنای سه اصل می توان انقلاب را دائمی کرد و ادامه بحث آن سه اصل و « امر به معروف و نهی از منکر» اجتهاد وهجرت دانسته است .

ارزش و اهمیت و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر

از منظر امیرالمومنین (ع) در یک حدیث، کسی که با دست و زبان و دل ، انکار و نهی از منکر نماید کامل کننده خصال خیر و نیک است و کسی که به زبان و دل نهی از منکر کند انسانی است که دو خصلت از خصال خیر را دارد و یکی را تباه کرده است ، و کسی که فقط به دل و قلب نهی از منکر دارد انسانی است که دو خصلت را که شریفترین خصال خیر است ضایع و تباه کرده و به یک خصلت چنگ زده است و آن که منکر یدی و زبانی و قلبی نموده مرده ای بین زندگان می باشد، در ادامه همین حدیث ، ارزش امر به معروف و نهی از منکر را چنین بیان کرده اند: و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثه فی بحر لجی. همه کارهای نیک و جنگ در راه خدا در پیش امر به معروف و نهی از منکر جز مانند آب دهان در دریای پهناور نیست! در این حدیث بالاترین کار نیک و بزرگترین فضیلت ، « امر به معروف و نهی از منکر قرار گرفته است . در حدیث دیگر نیز همین جایگاه بلند امر به معروف را بیان کرده اند : الامر بالمعروف افضل اعمال الخلق. امر به معروف بهترین کارهای آفریدگان است و بر همین اساس امام علی (ع) فرمان داده اند: مروا بالمعروف و انهوا عن المنکر. امر به معروف و نهی از منکر نمائید و در جای دیگر فرموده اند: کم بالمعروف امرا و عن المنکر ناهیا. به معروف امر کننده و از منکر نهی کننده و باز دارنده باش . در جای دیگر فرموده اند: ان کنتم لا محاله متسابقین فتسابقوا الی اقامه حدودالله و الامر بالمعروف. اگر ناچار می خواهید مسابقه بدهید و بر یکدیگر پیشی بگیرید پس به سوی بپاداشتن حدود الهی و امر به معروف پیشی بگیرید. در رهنمود دیگر تمامی سعادت را اینگونه بیان نموده اند: من کمال السعاده السعی فی صلاح الجمهور. از کمال خوشبختی و سعادت ، سعی و کوشش در صلاح توده و عموم است مطابق احادیث مذکور ، امر به معروف و نهی از منکر برترین و بزرگترین کار نیک و فضیلت است که هیچ کاری دیگری به آن
نمی رسد بازدر درون خود امر به معروف و نهی از منکر ، اعتراض و انتقاد و هشدار به سلطان جائر و پیشوای ستمگر و حکمرانان منحرف و مدیران بدکردار و بیان سخن حق در پیش روی قدرتمندان و در حقیقت امر به معروف و نهی از منکر آنان است، از سخنان امیرالمومنین (ع) در این زمینه چند حدیث ذکر می گردد: در همان حدیثی که امام علی (ع) امر به معروف و نهی از منکر را در پیش سایر اعمال نیک و خیر ، مثل آب دهان در مقیاس با دریا قرار داده اند در پایان فرموده اند : افضل من ذلک کلمه عدل عند امام جائر ، نیکوترین و بهترین امر به معروف و نهی از منکر ، سخن حق و درست نزد پادشاه ستمگر است و در حدیث دیگر فرموده اند: این الامر بالمعروف و النهی عن المنکر لا یقریان من اجل و لا ینقصان من رزق لکن یضاعفان الثواب ویعظمان الاجر و افضل منهما کلمه عدل عند امام جائر. همانا امر به معروف و نهی از منکر مرگ را نزدیک و رزق را کم نمی کنند بلکه ثواب را دوبرابر و اجر و پاداش را بزرگ می نمایند و در سخنی دیگر فرموده اند: من اثر رضی رب قادر فلیتکلم بکلمه عدل عند سلطان جائر. کسی که رضایت پروردگار توانا را برگزیده پس باید به سخن حق و عدل در نزد سلطان جائر سخن بگوید چون سخن گفتن با صاحبان قدرت و سلطه در هر جایگاه و در هر محیط و درهرلباس ، کاری سنگین خطرناک و پردردسر است و با احتمال محرومیت ها و آزارهای فراوان همراه است و در میان کار گزاران حکومت ها بسیار کم هستند کسانی که سخن حق را بپذیرند و قدرتمندان فاسد و ستمگر ، حق گویان را به هیچ وجه تحمل نمی کنند و در صدد قتل و اذیت آنان بر می آیند، امام علی (ع) گفتن سخن به حق در پیشگاه پادشاه ستمگرو مراتب مختلف حاکمیت را بهترین مصداق امر به معروف و نهی از منکر دانسته اند.

آثار امر به معروف و نهی از منکر در کلام امیرالمومنین (ع)

هیچ کاری به اندازه امر به معروف و نهی از منکر آثار سودمند و برکات فراوان و نتایج ارزشمند ندارد به گونه ای که امیرالمومنین (ع) فرموده اند: قوام الشریعه الامر بالمعروف و النهی عن المنکر مایه قوام شریعت و دین و عامل حفظ و برپا دارنده دین ، امر به معروف و نهی از منکر است و در حدیث دیگر سلامت دنیا و آخرت انسان را در گرو امر به معروف و نهی از منکر دانسته اند: من کانه فیه ثلاث سلمت له الدنیا و الاخره ، یامر بالمعروف و یاتمریه وینتهی عن المنکر و ینتهی عنه ویحافظ علی حدود الله جل و علی. هرکس که در او سه چیز باشد برای او دنیا و آخرت سالم می ماند ، امر به معروف کند و خود به آنان آراسته باشد و نهی از منکر نماید و خود از آن دوری کند و بر حدود خدای بزرگ و بلند مرتبه محافظت کند در حدیث دیگر روحیه دادن به مومن و امیدوار کردن و پشتگرمی آنان را نتیجه امر به معروف وسبک و خوار شدن و به خاک مالیده شدن بینی فاسقان را دستاورد نهی از منکر بیان کرده اند : من امر بالمعروف شد ظهور المومنین و من نهی عن المنکر ارغم انوف الفاسقین. کسی که امر به معروف کند پشت های مومنان را سخت و محکم گرداند و کسی که نهی از منکر نماید . بینی های فاسقان را بر خاک مالد و در حدیث دیگر اعتلای « کلمه الله » و پست شدن « کلمه الظالمین » نیز هدف و اثر نهی از منکر بیان شده است.

آداب امر به معروف و نهی از منکر در کلا امیر المومنین(ع)

امر به معروف و نهی از منکر آداب و قوانینی دارد که در متن تعلیمات دینی آمده است که در این قسمت فقط هماهنگی گفتار و رفتار امر به معروف و نهی از منکر بررسی می گردد. کسی که امر به معروف می کند باید آراسته به آن معروف و کسی که نهی از منکر می نماید باید پیراسته از آن منکر باشد.

ضرورت خود سازی در راه اصلاح دیگران

امام علی (ع) در باره لزوم تعلیم و تادیب نفس خویش پیش از دیگران فرموده اند: من نصب نفسه للناس اماما فعیله ان یبدا یتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالا جلال من معلم الناس و مودبهم . هرکسی خود را پیشوای مردم نمود پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد و باید پیش از ادب کردن و آراستن دیگری به زبان ، با سیره و روش خود او را ادب و آراسته سازد . و آموزنده و ادب کننده نفس خود از آموزنده و ادب کننده مردم ، به تعظیم و احترام سزاوارتر است مطابق این موعظه امام علی (ع) هر کس در هر پست و مقامی قرار می گیرد و هر کس در هر سطحی در حکومت، کاری را بر عهده می گیرد و هر کس در هر جا ریاست و مسئولیتی را می پذیرد و خود را برای درجات و مراتبی از رهبری و پیشوایی مردم آماده می کند باید پیش از تعلیم و تادیب زیر دستان و مردم به خود سازی و تعلیم و تادیب خویش روی آورده باشد تا گرفتار و کردارش یکسان باشد و سخنانش اثر بگذارد و مردم با سیره عملی او آراسته گردند و سخنانشان را بپذیرد. در رهنمود دیگر با ذکر تمثیل زیبایی، ضرورت تقویم نفس پیش از شروع تقویم رعیت را بر هر کس که تولیت کاری را از ملتی می پذیرد و مقام و منصبی را به دست می آورد بیان نموده اند: ینبغی لم ولی امر قوم ان یبدا بتقویم نفسه قبل ان یشرع فی تقویم رعیته و الاکان بمنزله من رام استقامه ظل العود قبل ان یستقیم ذلک العود. سزاوار است برای هر کس که سرپرستی امر قومی را می پذیرد پیش از شروع به راست و درست و صاف کردن رعیت به درست کردن خودش بپردازد و از خودش آغاز کند وگرنه به منزله کسی است که می خواهد سایه شاخه را پیش از خود آن شاخه راست و مستقیم نماید منظور این است که آیا سایه شاخه کج را می توان راست پیش از اینکه خود شاخه و چوب راست گردد؟ پاسخ منفی است چون کجی سایه معلول کجی شاخه است و تا زمانی که شاخه راست نگردد راست نمی شود، همینطور است درست کردن مردم که تا دولتمردان و کارگزاران خود را از راست و درست ننموده اند نمی توانند رعیت را درست کنند. در جای دیگر درباره لزوم خود سازی و سیاست نفس خویش و امر و نهی به آن ،پیش از دیگران چنین فرموده اند: حق علی الملک ان یسوس نفسه قبل جنده . لازم و حق است به پادشاه که پیش از تربیت لشکر خود ، نفسش را سیاست و تربیت و امر و نهی کند و نفسش را درست اداره کند گرچه در این سه روایت واژه های « امامت » و « ولایت امر » و «ملک» آمده است ولی منظور هر نوع ریاست و مقام است زیرا هر رئیسی در محدوده ریاست خود ، درجه ای از تسلط حکومت و رهبری و ولایت را داراست پس باید به اصلاح نفس خویش و خود سازی روی آورد تا با هماهنگی سخن و علمش بتواند در مردم تاثیر مثبت بگذارد.

برائت امام علی (ع) از ناهماهنگی سخن و عمل!

ایها الناس انی و الله ما احثکم علی طاعه الا و اسبقکم الیها ، و لا انها کم عن معصیه الا وا تناهی قبلکم عنها. در این سخن امام علی (ع) دقت نمائید که امام با سوگند و تاکید می فرمایند : ای مردم ! به خدا سوگند من شما را به طاعتی تشویق و ترغیب نمی کنم مگر آنکه به آن از شما پیشی می گیرم و شما را از معصیتی منع نمی کنم مگر آنکه پیش از شما از آن باز می یستم و آن را ترک می نمایم در این سخنان آموزش ادب امر به معروف و نهی از منکر نهفته است و اهمیت هماهنگی سخن و عمل را بیان می کند زیرا امر به معروف بعد از انجام و نهی از منکر بدون آلودگی به آن، تاثیرش در دلها ، از امر به معروف و نهی از منکر نمودن کسی که کردارش بر خلاف گفتارش باشد بیشتر است . امام علی (ع) در بیان دیگر شخصیت خویش را از نا هماهنگی گفتار و کردار دور دانسته اند . انی لا رفع نفسی ان انهی الناس عمالست انتهی عنه او امر هم بمالا اسبقهم الیه یعملی او اراضی منهم بمالا یرضی ربی. همانا من بلند
می دارم نفسم را از اینکه نهی کنم و بازدارم مردم را از آنچه که خودم آن را ترک نکرده ام و باز نایستاده ام یا امر کنم آنان را به آنچه که پروردگارم را خوشنود و راضی نگرداند. امام علی (ع) کسانی را که تعارض بین سخن و عملشان وجود دارد لعنت فرموده اند: لعن الله الآمرین بالمعروف التارکین و الناهین عن المنکر العاملین به. خدا لعنت کرد امر کنندگان به معروف که ترک کننده آن هستند و نهی کنندگان از منکر که آلوده به آن هستند. در زمانی که مردی از امام علی (ع) درخواست کرد او را موعظه نمایند در پاسخ او فرمودند: لاتکن ممن یرجوا الاخره بغیر العمل … ینهی و لا ینتهی و یامر بما الایاتی . از کسانی که آخرت را بدون عمل می جویند مباش … کسی که نهی می کند خود نهی نمی گردد و امر
می کند و به آنچه خود انجام نمی دهد در حدیث دیگر آشکار ترین نوع نفاق را چنین معرفی نموده اند : اظهر الناس نفاقا من امر بالطاعه و لم یعمل بها و نهی عن المعصیه و لم ینته عنها. شدیدترین مردم در نفاق کسی است که امر به طاعت نماید و به آن عمل نکند و نهی از معصیت کند و از آن دوری ننماید. در سخن دیگر ، چنین کاری را گمراهی نموده اند: کعن بالمرء غوایه ان یامر الناس بمالا یاتمریه و ینها هم عمالا ینتهی عنه . برای گمراهی مردم کافی است که امر کند مردم را به آنچه فرمانبرداری نمی کند و نهی کند آنان را زا آنچه که فرمانبرداری آن می کند.

لزوم هماهنگی قول و فعل

شایسته است هماهنگی کامل بین گفتار و کردار انسان باشد به خوبی هایی که امر می کند آراسته و از بدی هایی که نهی می کند پیراسته باشد اگر برعکس ، از آنچه عمل می کند نهی کند و به آنچه ترک می کند امر نماید اثر بخشی مطلوب ندارد . نظر به اینکه مدیران و کارکنان دولت اسلامی ، رسالت امر به معروف و نهی از منکر را بر عهده دارند و در اصل هشتم قانون اساسی نیز امر به معروف و نهی از منکر وظیفه دولت نسبت به ملت و مردم نسبت به دولت می باشد باید دولتمردان و وزیران و معاونان و استانداران و سایر مدیران و صاحب منصبان برای توفیق در رسالت امر به معروف و نهی از منکر و پاسداری از ارزشها ، خود آراسته به ارزشها باشند و از آلودگی ها و معایب پیراسته گردند تا با روش و منش خود دیگران را راهنمایی نمایند چون کسی که اصلاح نشده نمی تواند جامعه را اصلاح کند و کسی که خود مشکل اخلاقی دارد و آلوده به انحرافات اخلاقی است نمی تواند دیگران و از آن مشکلات نجات دهد. امام علی (ع) فرموده اند: وانهوا غیرکم عن المنکر و تناهوا عنه فانما امرتم بالنهی بعد التناهی . دیگران را از منکر باز دارید و خود از منکر دوری کنید زیرا شما مامور شده اید که از منکر نهی نمائید و از آن خود را باز دارید زیرا ما به نهی بعد از به جا نیاوردن امر شده ایم و در رهنمود دیگر بر لزوم هماهنگی امر و عمل تاکید دارند: کم امرا بالمعروف عاملا به ولا تکن ممن یامر به ویتای عنه . امر کننده به معروف و عامل به آن باش و از کسانی که امر می کند و از آن دوری می نماید مباش منظور این است که همراهی امر با عمل کار ساز است و اجتماع امر به معروف و ترک ثمربخشی نخواهد بود. این واقعیت در حدیث دیگر چنین آمده است : لا ینفع قول بلاعمل و لا یتم حسن القول الا بحسن الفعال. گفتار بدون عمل سودی ندارد و نیکویی سخن جز با نیکویی عمل تمام نمی گردد. امام در توصیف بهترین و نیکو تری مقال فرموده اند : خیر المقال ما صدقه الفعال و احسن المقال ما صدقه حسن انفعال. بهترین سخن آن سخنی است که رفتار آن را تصدیق کند و نیکوترین سخن آن سخنی است که نیکی کردار آن را تصدیق نماید و در جای دیگر فرموده اند : العالم من شهدت یصحه اقواله افعاله. دانا کسی است که کردارش به صحت و درستی سخنانش گواهی دهد. با توجه به رهنمودهایی که از امیرالمومنین (ع) ذکر شد دولتمردان باید شعارهای خویش را با عمل مطرح کنند شعار و حرف بدون عمل سودی ندارد اگر ارزشها و رد زیان مدیران باشد ولی درعمل آراسته به آن نباشند زیر سوال می رود با عمل تصدیق نشده و عمل به درستی آن گواهی نمی دهد بنابراین دولت به هرکار خوبی فرمان می دهد باید در عمل مدیران و کارکنان دولت نمودار گردد و از هرکار بدی باز می دارد باید آنان از آن دور باشند،امر هر مدیر باید با فعل و نهی او با ترک همراه گردد تا اثر مطلوب داشته باشد. شعار قانون گرایی با زیر پا گذاشتن قوانین، و شعار نفی خشونت همراه با خشونت گرایی و شعار حقوق مردم با نادیده گرفتن حقوق آنان،و شعار جامعه مدنی اسلامی با رواج جامعه مدنی غربی،و شعار شایسته سالاری توام با حاکمیت رابطه و کارکرد حزبی و پارتی بازی ،و شعار ارزش گرایی با آلودگی به ضد ارزشها،و شعار محرومیت زدایی با سرمایه داری و شعار آخرت گرایی با دنیا طلبی،شعار امام گرایی یا کمک به دشمنان امام و ترویج مطردان امام ،و شعار دیانت با رواج الحاد ،و شعار آزادی مخالف با دیکتاتوری نسبت به توافق و بستن دهانهای حق طلب و مومنان پشتیبان انقلاب،و شعار حمایت از ایثارگران با رهاکردن آنان،و شعار احترام به خاندان شهیدان با بی احترامی نسبت به آنان و شعار جوانگرایی با بی توجهی به نیازهای اولیه آنان،و شعار صرفه جوی با اسراف در همایش های بی فایده و شعار انتقاد پذیری با عزل منتقدان مومن و مومنان منتقد و شعار اصلاح طلبی با فساد گستری،و شعار حق طلبی با روی آوردن به باطل،و شعار مبارزه با گران فروشی با گران دادن کالاهای دولتی ،و شعار زهد و قناعت با تجمل گرایی و اشرافیت دولتی و از بیت المال مسلمین ،سازگار نیست و تضاد سخن و عمل و تعارض گفتار و رفتار،ارزشها را زیر سوال می برد و مردم را از حکومت جدا می کند و جوانان را گمراه می نماید.

ارزش نظارت مردمی

آنچه در چند بعد پیرامون اهمیت و ضرورت امر به معروف و نهی از منکر ذکر شد راهنمای نظارت ملی و همگانی بود،امربه معروف و نهی از منکر تکلیف عمومی در جامعه اسلامی است و کوتاهی یا نا توانی دولت و دستگاه قضایی در بازرسی نظارت و مراقبت دولتی با احساس مسئولیت مردمی و نقد دولت و ارزیابی رفتار کارگزاران توسط مردم جبران میگردد.اعتراضات مردمی نسبت به بد رفتاری و انحرافات مدیران و هشدارهای مومنین به آنان و بررسی عملکرد دولت توسط ملت و قدردانی دولت از انتقادات دلسوزان و تشویق آنان،در کم شدن تخلفات مدیران و سالم شدن رفتار دستگاههای دولتی موثر و مفید است و به افزایش نیکو کاری آنان کمک میکند،امام علی (ع) کسی که حاکمان را بر درست کاری یاری و کمک نماید ستوده اند: رحم الله رجلا اعان سلطانه علی بره. خدا رحمت کند مردمی را که سلطانش را بر کار نیکش کمک نماید . هر رئیسی به میزان قدرتش در کشور و استان و شهر و بخش و دهستان دارای درجه و رتبه ای از تسلط بر آدمیان است و باید به مردم خدمت کند و نیکو کار باشد و کمک مردم بر نیکو کاری آنان ابعاد مختلفی دارد و بررسی عملکرد آنان و یاری آنان در کارهای خوب و هشدار به آن به خاطر کارهای بد و زشتشان جلوه های از آن کمک است . امیرالمومنین (ع) در نامه به مالک اشتر به نظارت طبیعی مردمی اشاره دارند: ثم اعلم یا مالک انی و جهتک الی بلاد قد جرت علیها دول قبلک من عدل و جورر و ان الناس ینظرون من امورک فی مثل ما کنت تنظرفیه من امور الولاه قبلک و یقولون فیک ما کنت تقول فیهم و انما یستدل علی الصالحین بما یجری الله لهم علی السن عباده. پس بدان ای مالک من تو را به شهرهایی فرستادم که پیش از تو حکمرانان دادرس و عادل،و ستمگر و ظالم در آنها بوده است و مردم در امور و کارهای تو همان نظر می کنند که تو به امور حکمرانان پیش از خود می نگری و درباره تو همان را می گویند که تو درباره آنان میگویی و به سخنانی که خداوند بر زبان بندگانش جاری می فرماید میتوان به نیکوکاران پی برد و صالحین را شناخت مطابق این جمله از نامه ما لک اشتر مردم بر رفتار حکمرانان نظارت می کنند و بر اساس آن داوری و قضاوت می نمایند و معیار صلاحیت مدیران داوری بندگان خداست و به آنچه بر زبان بندگان خدا جاری گردد بر مدیران استدلال می گردد ذکر جمیل بندگان خدا ،نه حزب و باند و جناح یا اراذل و اوباش از یک مدیر میتواند دلیل نیکو کاری او باشد. در حدیث دیگر امام علی (ع) می فرمایند: کما تکونون یولی علیکم. همانطور که می باشید بر شما حکومت می شود یعنی اگر مردم راست و درست باشند و برای به حکومت رسیدن خوبان تلاش کنند و سپس به کار آنان نظارت نمایند و عملکرد آنان را بررسی و در قبال کار های خوب و بد آنان عکس العمل مناسب نشان دهند وضعیت حکومت زیبا خواهد بود. امام علی (ع) در رهنمود دیگر فرموده اند : لا یحضرن احدکم رجلا یضربه سلطان جائر ظلما و عدوتا اذا لم ینصره لان نصرته عل المومن فریضه واجبه اذا حضره . نباید هیچیک از شما حاضر باشد صحنه ای را که سلطان ستمگر از روی ظلم وعد وان مردی را می زند و او را یاری ننماید زیرا یاری ستمدیده بر مومن ،زمانی که در صحنه حاضر باشد تکلیف و واجب است مطابق این رهنمود علوی نباید بر ظلم وعد وان حکمرانان و مدیران نسبت به مردم ساکت ماند هر کس در هر اداره و مرکز و دستگاهی ،ظلم و ستمی را می بیند واجب است اعتراض نماید و بر مومنی که مورد ظلم قرار گرفته کمک نماید و بی تفاوتی در قبال بد رفتاری مدیران روا نیست. امیرالمومنین (ع) یک فرمان الهی رسول خدا را در حدیثی آورده اند : امرنا رسول الله (ص) ان نلقی اهل المعاصی بوجوه مکفره . پیامبر خدا به ما امر کرد که با گناهکاران ،با روهای گرفته و سیمای اعتراضی و انتقادی بر خورد کنیم امام علی (ع) خود نیز به اصحاب فرموده اند : ادنی الانکاران تلقی اهل المعاصی بوجوه مکفره . کمترین درجه انکار و نهی از منکر این است با گناهکاران با روهای گرفته بر خود نمایی این دو روایت را که مرحوم شیخ حر عامل در باب ((و جوب اظهار الکراهه للمنکر و الاعراض عن فاعله ،آورده است ،ضرورت مبارزه با گناهکاران را روشن می کند گناهکاران از توده مردم باشند یا از حکمرانان و مدیران ! چون گناهان مدیران پیامد های زیانبار زیادی دارد و گناه کوچک برای آنان نیست بلکه هر گناهی از آنان سر بزند به دلیل جایگاهی که دارند و پیامد های آن بزرگ است بنا بر این انکار کارهای زشت آنان و نگاههای تند و خشن به آنان و روی بر گرداندن از آنان ،عمل به کمترین مرتبه نهی از منکر است و البته مراتب دیگر که نهی زبانی و عملی است ارزش زیادی دارد. امام علی (ع) در نامه ای که مالک اشتر را به استانداری مصر نصب کردند در ستایش مردم مصر نوشتند:من عبد الله علی امیرالمومنین الی القوم الذین غضبوالله حین عصی فی ارضه و ذهب بحقه . ازینده خدا علی امیرالمومنین به سوی گروه و قومی که برای خدا به خشم آمدند و هنگامی که در زمین او معصیت و نافرمانی شد و حق او برده شد و خدا را نا فرمانی کردند.

اهمیت و ارزش حق گویی و حق طلبی در کلام امیرالمومنین (ع)

حق طلبی و حق گویی در منطق امیرالمومنین (ع) از جایگاه بلندی بر خوردار است و همواره به یاران خویش درباره آن سفارش کرده اند ، به کمیل بن زیاد نخعی فرمودند: یا کمیل قل الحق علی کان حال و وازرالمتقین و اهجر الفاسدین . ای کمیل در هر حال حق را بگو و با متقین همکاری و از فاسقین هجرت و دوری کن و در معرفی (( شبیه ترین مردم به پیامبران خدا)) فرمودند: اشبه الناس بانبیاء الله اقولهم للحق و اصبرهم عل العمل به. شبیه ترین مردم به پیامبران خدا کسانی هستند که از همه بیشتر حق می گویند و بر عمل به حق صبر می کنند و درباره ((بهترین انسانها )) فرمودند: افضل الخلق اقضاهم بالحق . بهترین خلق ، حکم کننده ترین آنان به حق است و در رهنمود های دیگر ، شناخت حق و پیروی از آن و شناخت باطل و رها کردن آن را ، مایه ورود به بهشت و رهایی ازآتش جهنم و مایه نجات و سبب رستگاری و غنیمت و سود بردن و رحمت دانسته اند و درباره« قدرت حقگویی ، فرموده اند : قلیل الحق یدفع کثیر الباطل کما ان القلیل من النار یحرق کثیر الحطب. حق اندک ، باطل بسیار را دفع می کند همانطور که اندکی از آتش ، هیمه و هیزم بسیار را می سوزاند و در حدیث دیگر تکریم الهی را علت کمک الهی بر اقامه حق قرار داده اند: اذا اکرم الله عبدا اعانه علی اقامه الحق. هنگامی که خداوند بنده ای را گرامی بدارد و کرامت بدهد،او را بر اقامه حق یاری نماید و زیانکارترین مردم را « نگفتن سخن حق» معرفی کرده اند: اخسر الناس من قدر علی ان یقول الحق ولم یقل . زیانکارترین مردم کسی است که بر گفتن حق توانا باشد ولی حق را نگوید و در معرفی « احمق » فرموده اند: من استحیی من قول الحق فهو الحق. کسی که از گفتن حق شرم کند او احمق است و در باره «سکوت از حق» فرموده اند: لا خیر من السکوت عن الحق. در خاموشی از حق خیری نیست . ارزش حق گرایی و حق گویی و حق طلبی و حق مداری با تامل در احادیثی که ذکر شد به خوبی آشکار می گردد و روشن است که حق گویی و گفتن حق به قدرتمندان و حکمرانان و زنده کردن حق و دفاع از حق درون دستگاههای اداری از مصادیق عال عمل به احادیث مذکور و راه اصلاح مدیران با کمک مردم بوده و بسیار ارزشمند است.

انتقاد پذیری ، زمینه ساز نظارت ملی

دولتمردان ، وزیران ، معاونان ، استانداران ، و مدیران کل باید انتقاد پذیر باشند و برای نظارت مردم مومن انقلابی که آنان را سر کار آورده اند احترام و ارزش قایل شوند و خود را به راهنمایی مومنین و متقین و نصیحت های مردم و انتقادات و تذکرات دلسوزانه و مشفقانه آنان نیازمند بدانند و خود را در آیینه بیان عیب و نقص خویش از ناحیه مردم ، ببینند و انتقادات و هشدارهای آنان را هدیه برادران دینی خود تلقی نمایند تا زمینه مشارکت عمومی به منظور توسعه و تعمیق « نظارت مردمی » فراهم گردد. امام علی (ع) « بهترین برادران » انسان را چنین معرفی می نماید: خیر الاخوان ، اقلهم مصانعه فی النصیحه. بهترین برادران کسی است که کمترین سازش کاری و کوتاهی را در نصیحت و خیر خواهی دارد و خیر اخوانک من سارع الی الخیر و جذبک الیه و امرک بالبر و اعانک علیه. بهترین برادرانت کسی است که بسوی خیر بشتابد و تو را به سئی آن بکشد و تو را به نیکی امر کند و بر آن کمک کند و یاریت نماید و خیر اخوانک من دلک علی هدی. بهترین برادرانت کسی است که تو را به سوی هدایت دلالت کند. و خیر اخوانک من اعانک علی طاعه الله . وصدک عن معاصیه و امرک برضاه. بهترین برادرانت کسی است که تو را برطاعت خدا کمک و یاری کند و از گناهان و نافرمانی باز دارد و به رضایت و خشنودی خدا فرمانت بدهد و خیر اخوانکم من اهدی الیکم عیوبکم. بهترین برادرانتان کسی است که عیوبتان را به شما هدیه کند. بنابراین مدیران در نظام اسلامی باید پذیرای انتقادات و اعتراضات و هشدارها و پیشنهادهای مردم متدین و مخلص باشند و در ارزیابی کارخویش و سوسه بررسی منفی های خویش را داشته باشند و اعمال خود را محاسبه و بازنگری نمایند و در این ارزیابی به نقاط ضعف و سهل انگاری ها و کوتاهی های خویش پی ببرند و باید خود را در جایگاه دشمن آگاه خود قرار دهند و از نگاه او کار خویش را ارزیابی کند چون اگر از نقاط مثبت خود شروع کنند همواره ارزیابی به نفع خودشان تمام می شود و تکیه کردن به نقاط مثبت، بیشتر اشباع خود خواهی است و آنان را به خودپسندی می رساند. باید پذیرای نصایح و ارشادات و انتقادات مردم حق گو و حق طلب باشند و بیان عیوب خویش را دوست بدارند تا رشد کنند و اگر به سخنان چاپلوسان و متملقان و دنیا گرایان و رفاه طلبان و قدرت طلبان گوش کنند از ستایشهای آنان مست می شوند و به انحرافات آلوده می گردند و ضرر می کند. توسعه فرهنگ نظارت پذیری مدیران و آمادگی آنان برای دریافت انتقادات و راهنمایی های مردم سبب گسترش « نظارت ملی » می گردد و به آنان مصونیت می بخشد . به این جمله امیرالمومنین (ع) دقت نمایید چگونه امام مردم را به نظارت و توجه به زندگی خویش فرا می خوانند: ای مردم کوفه اگر در آن روز که از نزد شما می روم جز اثاث خانه ام و ستور باربرم چیز دیگری با خود داشتم ، بدانید که خوائنم ، سوگند به آنکه دانه را رویاند هرچند هیچ نیابم شکم به خیانت نسبت به بیت المال نیالایم. هنگامی که در صفین یکی از اصحاب امام علی (ع) ، ایشان را ستایش بسیار کردند فرمودند: فلا تکلمونی بما تکلم به الجبابره ولا تتحفظوا متی ما یتحفظ به عند اهل انبادره و لا تخالطونی بالمصانعه و لا تظئوا بی استثقالا فی حق قیل لی ولا اتبماس اعظام لنفسی ، فانه عن استثقل الحق ان یقال له او العدل ان یعرض علیه کان العمل بهما اثقل علیه فلا تکفوا عن مقاله بحق او مشوره بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطیء ولا امن ذلک من فعلی الا ان تکفی الله من نفسی ماهو املک به منی. با من آنگونه که با گردنکشان سخن گفته می شود سخن مگویید و آنچه را از مردم خشمگین (بر اثر خشم آنها) خود داری کرده و پنهان می نمایند از من پنهان ننمایید و با چاپلوسی و سازشکاری و مدارا با من آمیزش نکنید و درباره من گمان مبرید که اگر حقی گفته شود دشوار آید و نه گمان درخواست بزرگ نمودن خود را ( نمی خواهم با من مانند گردنکشان که سخن حق به ایشان نمی گویند رفتار نمایید) زیرا کسی که سخن حق را که به او گفته شود یا داد گری و درستی را که به او پیشنهاد گردد دشوار شمرد ، عمل به حق و عدل بر او دشوار تر است پس از حقگویی یا مشورت به عدل خودداری ننمایید ( با من بی پروا حق را گفته و آنچه را درست و عدل می دانید بیان کنید ) زیرا من برتر نیستم از اینکه خطا کنم و از آن در کار خویش ایمن نمی باشم مگر آنکه خدا از نفس من کفایت کند آنچه را که او به آن از من مالکتر و تواناتر است امام علی (ع) که معصوم و منزه از خطاست در این خطبه برای خود ((خطار)) را ممکن می شمارد ،اقرار به این است که عصمت آن حضرت از جمله نعمت های الهی است که در ادامه خطبه این حقیقت را بیان کرده اند و میتواند برای عموم مردم مخصوصا کارگزاران حکومت درسی باشد که با خود بینی و خود پسندی و تکبر ،خود را از خطا و اشتباه پاک ندانند و با احتمال اشتباه در خویش،از دیگران برای رفع آن کمک بخواهند،حق طلب و حق شنو و حق جو باشند و تملق و چابلوسی را از زیر دستان و مردم نخواهند و نپسندند . امام در نامه به مالک سفارش می کنند : لیکن اثر هم عندک اقولهم بمرالحق لک و اقلهم مساعده فیما یکون منک مماکره الله لا ولیائه . باید برگزیده ترین مردم و وزیران نزد تو، کسی باشد که سخن تلخ حق به تو بیشتر گوید و کمتر تو را در گفتار و کردارت که خدا برای دوستانش نمی پسندند بستاید و مساعدت نماید. بنابراین مدیری که سخن حق از معاونان و وزیران خویش نپسندد و هر کس به او انتقاد کرد عزل کند هم خود ضرر می کند و هم زبان حق گویان را می بندد و حق طلبان را منزوی می ن
ماید و اگر در جامعه راه انتقاد سالم بسته شود و اختناق و استبداد و دیکتاتوری پیش آید جامعه از سعادت و پیشرفت محروم میگردد و نظام اسلامی در مخاطره قرار می گیرد،بر همین اساس امام خمینی ره در محاصبه با مجله آلمانی اشپیکل در فرانسه، تفاوت ایران سلطنتی را با ایران حکومت اسلامی اینگونه بیان کرده اند: انسانی که امروز در نظام پلیسی از فعالیت فکری و آزادی در کار محروم شده است تمام اسباب ترقی واقعی و ابتکار را به دست خواهد آورد ،جامعه فردا ، جامعه ای ارزیاب و منتقد خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست امام به خاطر اینکه نشان دهند که هیچ مقامی از نظارت بی نیاز نیست و هیچ کس نباید از نظارت مردمی رهایی یابد . با تواضع و فروتنی می فرمایند: نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم،کج گذاشتم ،ملت موظف است که بگوید:پایت را کج گذاشتی! خودت را حفظ کن! مسئله مهم است . (( همه ملت)) موظفند به این که ((نظارت )) داشته باشند امام بر نظارت مردم بر ریاست جمهوری ، دولت و مجلس تاکید می نمایند : آن روزی که هر یک از شماها را ملت دیدند که از مرتبه متوسطه می غلتید به طرف مرفه و دنبال این هستید که یا قدرت پیدا کنید یا تمکن پیدا کنید، مردم باید توجه داشته باشند و این طور افرادی که به تدریج ممکن است یک وقتی خدای نا خواسته پیدا بشود، آنها را سر جای خود بنشانند ، اگر ملت می خواهد که این پیروزی تا آخر برسد و به منتهای پیروزی که آمال همه است برسد باید مواظب آنهایی که دولت را تشکیل می دهند ، آن که رئیس جمهوری است، آن که مجلس است، همه اینها را توجه بکنند که مبادا یک وقتی از طبقه متوسطه به طبقه بالا و به اصطلاح خودشان مرفه ، به آن برسند … آن روزی که دیدند و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد انحراف از حیث قدرت طلبی و از حیث مال طلبی ، در کشور در وزیرها پیدا شد در رئیس جمهور پیدا شد ، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم خود نمایی کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند . رئیس جمهوری که بخواهد سلطنت کند به این مملکت ، خود مردم جلویش را بگیرند . اگر مردم بخواهند اسلام را حفظ کنند ، جمهوری اسلامی را حفظ کنند ، دولت و مجلس و رئیس جمهوری و این ها را حفظ شان کنند یعنی حفظ کنند از اینکه خدای نخواسته یک قومی از آن وزیر ندارند.

«والسلام علی من یخدم الحق لذات الحق»

منبع:رهپویان معروف

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>