خانه » امر به معروف و نهی از منکر » خاطرات آموزنده امر به معروف در محل کار

خاطرات آموزنده امر به معروف در محل کار

خاطرات آموزنده امر به معروف در محل کار

 

امر به معروف غیر مستقیم

برخی همکارانم در اداره نسبت به انجام برخی واجبات (مواظبت از بیت المال و…) و ترک محرمات (ریش تراشی ، غیبت ، دروغ و…)کاهل بودند. حیا و خجالت باعث شده بود نسبت به اشتباهاتشان سکوت کنم و نسبت به این سکوت هم ناراحت بودم چون کوله بار سنگین عدم انجام یک واجب بزرگ را روی دوشم احساس میکردم. پس از بررسی فراوان به این نتیجه رسیدم که به بهانه بیان مساله شرعی در بین الصلاتین نماز ظهر و عصر، احکام مسائل مبتلا به را بیان کنم. این پیشنهاد هم مورد استقبال همکاران قرار گرفت و هم اینکه بیش از انتظار روی خودم و همکارانم اثر داشت. این اقدام بحمدالله باعث شد به مرور خیلی از منکرها در فضای اداره از بین بره .فضای معنوی عاری از گناه در اداره چقدر زیبا و آرامش بخشه.


از آسانسور اداره به حرم امام رضا

آسانسور قدیمی اداره بازسازی شد. اولین روز راه اندازی آسانسور جدید تا سوار شدم وکلید طبقه ۴ را زدم بعد از بسته شدن درب آهنگ تندی شروع به نواختن کرد. تا به طبقه مورد نظر رسیدم بدون فوت وقت به تاسیسات ادره مراجعه کردم و ضمن تشکر از زحماتشان در راه اندازی آسانسور جدید، پیشنهاد دادم ای کاش بجای آهنگ غربی در آسانسور از نوای زیبای صلوات خاصه امام رضا علیه السلام توسط مداح بزرگوار آقای انصاریان استفاده میکردید بالاخره اینجا مشهده و ما مفتخر به همجواری امام رضا علیه السلام هستیم مشهد باید همه جاش رنگ و بوی امام رضا داشته باشه مسئول تاسیسات تبسمی کرد و گفت: چشم حاج آقا. ساعتی نگذشته بود که دیدم مسئول تاسیسات اومد تو اطاقم و گفت: انجام شد. وقتی از اداره برمی گشتم آسانسور اداره با نوای صلوات خاصه دل آدمو پیوند میزد به حرم پاره تن رسول خدا. از اون به بعد عکس العمل خیلی از مراجعه کننده ها هم زیبا بود تا از آسانسور بیرون میومدن چشمهاشون بارونی بود و دلشون امام رضایی و …

خاطرات از آقای م- ح

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>