خانه » امر به معروف و نهی از منکر » آسیب شناسی اجرای یک واجب شرعی کم رنگ شده

آسیب شناسی اجرای یک واجب شرعی کم رنگ شده

12-173x210

در سال های پس از انقلاب بعضی حرکت‏ها توسط برخی از افراطیون دیروز که امروزه داعیه دار حرکت های اصلاحی سیاسی و آزادی مردم اند به نام انقلابی گری انجام شد. که در حال حاضر برخی از آنها جزو فعالان سیاسی مطرح جریان‏های  به اصطلاح روشنفکری زمان حال هستند.

 امر به معروف و نهی از منکر با توجه به جایگاه ویژه ای که دارد و جزو فروع چندگانه شریعت است هیچ زمان از لحاظ اجرایی و اهتمام به انجام آن مورد توجه نبوده حتی به اندازه مستحباتی مثل صدقه دادن برای مردم اهمیتی نداشته و کلا بساطش از زندگی یک مسلمان ایرانی جمع شده است.

تا حدی که با توجه به وجوب عقلی و روایی و آیاتی که درباره آن وجود دارد حتی در بین فقهای معاصر هم از لحاظ پرداختن به آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

 

سرگذشت امر به معروف و نهی از منکر در تاریخ

اگر بخواهیم وضعیت اجرایی و علت های ناکارایی و بی مهری ها،  نسبت به واجب فراموش شده را بررسی کنیم شاید نگاهی به تاریخ اسلام کمک بسیاری را در حل این موضوع می کند.

مدل اول؛ در حقیقت زمانی بود که این واجب به صورت انفرادی و تک به تک انجام می شد و در تمام امور جریان داشت مثل زمانی که شخص حضرت رسول(ص) در بازار مدینه قدم می زدند و تذکرات لازم را به افراد می دادند و یا در زمان حضرت علی(ع) شخصا این کار را انجام داده و یا مامورانی را مثل مالک اشتر در مصر و یا رفاعه در اهواز مسئول این کار می‏کردند. و در دوره های بعدی هم مامورین حکومت چنین تذکراتی را می دادند که مستندات تاریخی آنها نیز موجود است.

ولی این روش به دلیل اینکه در جامعه تعمیم نداشت و با توجه به اینکه طبق نظر بزرگان افراد آمر و ناهی باید ویژگی‏های خاصی را دارا بودند از عمومیت و گسترش می افتاد و دیگر آثار شگرفی را که در روایات به آن اشاره شده بود را به دنبال نداشت.

11علاوه بر این خطر عوام زدگی نیز به شدت این واجب را تهدید کرده و می‏کند همان طور که ورود افراد جاهل و متعصب به این وادی صدمات جبران ناپذیری به این واجب وارد کرده همان امری که در مرحله اجرا در گروه ها و کشورهایی که سلفی‏ها بر آن حاکم‏اند مردم و دین آنها را به شدت مورد آسیب قرار می‏دهد که از جهت عوام زدگی و تعصب می‏توان به اتفاقات و وقایعی که در کشور عربستان توسط گروهای متعصبی که اجرای امر به معروف را به عهده دارند رخ می‏دهند اشاره کرد. تجاوز به حریم خصوصی و حتی قتل و آسیب های جسمی و روحی و ارائه نمایی خشن از دین اسلام به جهان است.

البته در سالهای پس از انقلاب بعضی حرکت‏ها توسط برخی از افراطیون دیروز که امروزه داعیه دار حرکت های اصلاحی سیاسی و آزادی مردم اند به نام انقلابی گری انجام شد. که در حال حاضر برخی از آنها جزو فعالان سیاسی مطرح جریان‏های  به اصطلاح روشنفکری زمان حال هستند.

مدل دوم: مدلی بود که کار به مرحله سازمانی رسید وافرادی متولی و حقوق بگیر برای اجرای این فریضه درآمدند که محتسب نامیده شدند و به مرور زمان جزو امور انتظامی و قضایی کشورهای مسلمان درآمد هرچند تا حدی زیادی کارآیی داشت ولی آسیب های این سازمانی شدن هم کم نبود.

این افراد گاها خود آلوده شده وکل موضوع را زیر سوال می بردند. از طرف دیگر چون یک وابستگی سیاسی به جهت اتصال به حکومت بود همیشه مصلحت سنجی ها حوزه عمل این سازمان ها را کم می کرد. اتفاقی که در حال حاضر هم در ستاد امر به معروفی که در کشور ما هست رخ می‏دهد و چون حوزه این مصلحت سنجی ها بسیار گسترده است این اصل و واجب به طور مکرر فراموش شده و قربانی می شود. و سیاسی بازی دلیل اصلی فراموشی و به حاشیه رفتن آن می شود. و ما بعد از گذشت سی سال باید به فکر احیای ستاد احیای امر به معروف در حکومت اسلامی باشیم.

از طرف دیگر بُعد مردمی آن هم دچار خدشه می شود چون مردم در هر دوره و حکومتی آن سازمان و نهاد را مسئول جلوگیری از منکر می دانند و این برخلاف اصل است که آن را برای فردی که شرایط دارد واجب عینی کرده است.

که متاسفانه این امر هم درشهرهای ما به چشم می خورد که مردم افراد نیروهای انتظامی را مسئول نهی از منکرات می‏دانند.

به هرحال در حوزه اجرا چه به صورت انفرادی و چه به صورت سازمانی آسیب هایی مثل عوام زدگی و تعصب، افراط وتفریط ، دور شدن از بعد مردمی بودن و دخالت مستقیم افراد در آن، سیاسی بازی و مصلحت سنجی و وابستگی مالی همه عواملی است که این واجب اجتماعی را در معرض خطر می اندازد.

 

آیا با این آسیب ها باید  امر به معروف  و نهی از منکر را تعطیل کنیم؟

قطعا پاک کردن صورت مساله و توجیه انجام ندادن آن به بهانه عدم کارآیی و عدم امکان اجرای آن در حال حاضر ساده ترین و مجرمانه ترین جرم و خیانت به سیره ائمه معصومین (ع) است. شاید خبری که چند وقت پیش در رسانه ها در بازخورد اعتراضات برخی به اصطلاح نخبگان سیاسی و برخی روحانی های وابسته به جریان های روشنفکری اعلام شد مکمل این نوشته باشد. این گروه امر به معروف را در حال حاضر غیر ضرور و ناقض قوانین شهروندی و آزادی‏های! اجتماعی می دانستند و در روزنامه ها و فضای مجازی به تبلیغ آن می پرداختند .

جوابی که به این حرکت از طرف قاضی القضات و برخی از علما داده شد بسیار قاطع بود:

کسانی که مدعی هستند زمان و دوره امر به معروف و نهی از منکر گذشته در خیالات خامند و بر زبان جاری کردن چنین حرفی مصداق کفر و ارتداد خواهد بود. به گفته ایشان این فریضه یک ضرورت همیشگی است و نمی توانیم بگوییم عصر آن گذشته مگر اینکه بگوییم عصر اسلام گذشته است. (آیت الله آملی لاریجانی)

 

چه کنیم ها؟

اینکه باید شیوه انفرادی ملاک باشد یا سازمانی، تا آسیب ها کم رنگ شود جای بحث نیست بلکه به نظر باید نقاط آسیب‏زا حذف و از هر دو شیوه دفاع کرد.

به طور حتم همه افراد در همه موارد متخصص نیستند که بر اساس آن بگوییم شرایط را برای اجرای این واجب دارند ولی  به هرحال در یک حوزه معروف یا منکری این شرایط را دارند و بر آنها واجب هست که با رعایت سایر اصول مثلا در همان یک مورد امر و نهی کنند.

آموزش دادن عملی و مدیریت درست سازمانها قطعا راهکار اصلی در اجرای این کار است، نه آموزش دادن بر اساس یک جزوه و رو خوانی از آن؛ به هر حال در هرکدام از آسیب هایی که از آنها نام برده شد در نقطه مقابل راهی برای حذف این علت نامیمون وجود دارد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>