خانه » اخبار » هیاهوی یک خبر

هیاهوی یک خبر

هیاهوی یک خبر

هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، گردید؛ و آنچه از آنتان نبود بردید، و بدعتى بزرگ پدید آوردید…

1304783124_fatemiye-3

ناگهان از درون خانه عایشه شیونى برمى ‏خیزد. پیغمبر خدا به دیدار خدا رفت! این خبر چون صاعقه بر سر مردم فرود مى ‏آید. پیغمبر مرده است. در آن لحظه‏ هاى پر اضطراب و در میان موج گریه و آه و افسوس ناگهان فریادى سهمگین بگوش مى ‏رسد:

-نه! هرگز! دروغ است! دروغ مى‏ گویند! محمد نمرده است! او نمى‏ میرد! آنکه چنین سخنى مى‏ گوید منافق است! او بدیدار خدا رفت! او چون عیسى مسیح است که بآسمان عروج کرد! او چون موسى بن عمران است که چهل شب در کوه طور بسر برد! بخدا هر کسى بگوید محمد مرده، دست و پاى او را مى ‏برم(۱) .

ـ عمر چه مى ‏گوئى؟ این حرف ها چیست؟

ـ ابو بکر! تو هم مى‏ خواهى بگوئى محمد مرده؟

ـ آرى او مرده! مگر کلام پروردگار را فراموش کرده ‏اى که خطاب بدو مى‏ فرماید: «تو مى ‏میرى و دیگران هم مى‏ میرند»  (۲) .

 ـ مثل اینکه براى نخستین بارست این آیه را مى ‏شنوم. حالا چه باید کرد؟

ـ معن بن عدى و عویم بن ساعده مى ‏گویند سعد بن عباده با کسان خود به سقیفه رفته ‏اند تا جانشین پیغمبر را بگزینند. ممکن است انصار با سعد بیعت کنند و از ما پیش بیفتند. معن مى‏ گوید فتنه ‏اى آغاز شده و  شاید خدا آنرا بوسیله من بخواباند(۳)  تا دیر نشده باید به سقیفه برویم.

420396_6VHAoIKT

على (ع)، فاطمه، عباس، زبیر، فرزندان فاطمه حسن، حسین دختران او زینب و ام کلثوم اشک مى‏ ریزند. على با همکارى اسماء بنت عمیس مشغول شست و شوى پیغمبر است. در آن لحظه ‏هاى دردناک بر آن جمع کوچک چه گذشته است؟ خدا مى‏ داند. کار شستشوى بدن پیغمبر تمام شده یا نشده، بانگى بگوش مى‏ رسد: الله اکبر.

على از عمویش عباس می پرسد: عمو معنى این تکبیر چیست؟

ـ معنى آن اینست که آنچه نباید بشود شد(۴) .

دیرى نمى‏ گذرد که بیرون حجره عایشه همهمه و فریادى بگوش مى ‏رسد. فریاد هر لحظه رساتر مى ‏شود:

ـ بیرون بیائید! بیرون بیائید! و گرنه همه ‏تان را آتش مى ‏زنیم!

hojoom

روزى چند از این ماجرا نگذشته بود که حادثه دیگرى رخ داد. دهکده فدک ملک شخصى نیست و نباید در دست دختر پیغمبر بماند! حاکم مسلمانان به مقتضاى راى و اجتهاد خود نظر مى‏ دهد: آنچه بعنوان (فى‏ء) در تصرف پیغمبر بود، جزء بیت المال مسلمانان است و اکنون باید در دست خلیفه باشد. بدین جهت عاملان فاطمه (ع) را از دهکده فدک بیرون رانده ‏اند.

در عصر پیغمبر (ص) و صدر اسلام، مسجد تنها مرکز دادخواهى بود. هر کس از صاحب قدرتى شکایتى داشت، هر کس حقى را از دست داده بود، هر کس از حاکم یا زمام‏دار، رفتارى دور از سنت پیغمبر مى ‏دید، شکوه خود را بر مسلمانان عرضه مى‏ کرد، و آنان مکلف بودند تا آنجا که مى ‏توانند او را یارى کنند و حق او را بستانند. از دختر پیغمبر حقى را گرفته و با گرفتن این حق سنتى را شکسته بودند.

هنوز دو روزى از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته، آنچه نبایست، گردید؛ و آنچه از آنتان نبود بردید، و بدعتى بزرگ پدید آوردید(۵) .

دختر پیغمبر چند روز را در بستر بیمارى بسر برده؟ درست نمى‏ دانیم، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته؟، روشن نیست. کمترین مدت را چهل شب(۶) و بیشترین مدت را هشت ماه نوشته ‏اند(۷) و میان این دو مدت روایت ‏هاى مختلف از دو ماه(۸) تا هفتاد و پنج روز(۹) ، سه ماه(۱۰) ،و شش ماه(۱۱)  است.

1315874979

دانشمندان و تذکره نویسان شیعه متفقند که پیکر مطهر دختر پیغمبر(ص) را شبانه بخاک سپردند.

ابن سعد نیز در روایت ‏هاى خود که از طریق ابن شهاب، عروه، عایشه، زهرى و دیگران است گوید فاطمه (ع) را شبانه دفن کردند و على (ع) او را بخاک سپرد(۱۲) .

بلاذرى نیز در دو روایت خود همین را نوشته است(۱۳) بخارى نیز چنین نویسد:

 « شوى او شبانه او را بخاک سپرد و رخصت نداد تا ابو بکر بر جنازه او حاضر شود»  (۱۴) .

کلینى که از بزرگان علما و محدثان شیعى است و در آغاز قرن چهارم هجرى در گذشته و کتاب خود را در نیمه دوم قرن سوم نوشته، و نوشته او از دیرینه ‏ترین سندهاى شیعه بشمار مى ‏رود؛ وی چنین نوشته است:

چون فاطمه (ع) در گذشت، امیر المؤمنین او را پنهان بخاک سپرد و آثار قبر او را از میان برد.

18_17_02 Mahmoud Bazdar

بارى بر طبق روایتى که کلینى از احمد بن ابى نصر از حضرت رضا (ع) آورده است:

امام در پاسخ احمد که از محل قبر فاطمه (ع) پرسید گفت: او را در خانه ‏اش بخاک سپردند؛ و چون بنى امیه مسجد را وسعت دادند قبر در مسجد قرار گرفت(۱۵) ابن شهر آشوب از گفته شیخ طوسى نویسد: آنچه درست ‏تر مى‏ نماید اینکه او را در خانه ‏اش یا در روضه پیغمبر بخاک سپردند(۱۶) .

در مقابل این روایت، ابن سعد که در آغاز قرن سوم در گذشته است از عبد الله بن حسن روایت کند: مغیرة بن عبد الرحمان بن حارث بن هشام را در نیم روز گرمى دیدم که در بقیع ایستاده بود، بدو گفتم:

ـ ابو هاشم براى چه در این وقت اینجا ایستاده ‏اى؟

ـ در انتظار تو بودم! به من گفته ‏اند فاطمه (ع) را در این خانه (خانه عقیل) که پهلوى خانه جحشیین است ‏به خاک سپرده ‏اند. از تو مى ‏خواهم این خانه را بخرى تا مرا در آنجا بگور بسپارند!

ـ بخدا سوگند این کار را خواهم کرد!

اما فرزندان عقیل آن خانه را نفروختند. عبد الله بن جعفر گفت هیچکس شک ندارد که قبر فاطمه (ع) در آنجاست(۱۷) .

اگر روایت احمد بن ابى نصر قرینه معارض نداشت پذیرفته مى ‏شد. اما علماى شیعه روایت ‏هایى آورده ‏اند که نشان مى ‏دهد دختر پیغمبر را در بقیع بخاک سپرده‏ اند. بعلاوه در ضمن این روایات آمده است که براى پنهان داشتن قبر دختر پیغمبر صورت هفت قبر(۱۸) و به روایتى چهل قبر ساختند؛ و این قرینه ه‏اىی است که قبر در داخل خانه نبوده، زیرا خانه محقر دختر پیغمبر جاى ساختن این همه صورت قبر را نداشته است؛ و نیز روایتى در بحار دیده مى ‏شود که مسلمانان بامداد شبى که دختر پیغمبر بجوار حق رفت در بقیع فراهم آمدند و در آنجا صورت چهل قبر تازه دیدند(۱۹) .

مجلسى از دلایل الامامه و او باسناد خود روایتى از امام صادق آورده است که بامداد آن روز مى ‏خواسته ‏اند جنازه دختر پیغمبر را از قبر بیرون آورند و بر آن نماز بخوانند و چون با مخالفت و تهدید سخت على (ع) روبرو شده ‏اند از این کار چشم پوشیده ‏اند(۲۰) .

**************************

وددت (لیتنی) أنی لم اکن کشفت (فتّشت) بیت فاطمه علیها السلام (و ترکته)…
(ابوبکر گفت:) دوست می‌داشتم (ای کاش خانه‌ فاطمه علیها السلام را ) نمی‌گشودم (تفتیش نمی‌کردم) ، (و خانه‌ او را واگذاشته بودم)… (۲۱)

لگد زدن
إن عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن…
عمر با لگد به فاطمه علیها السلام کوبید که به این جهت محسن علیه السلام را سقط کرد…(۲۲)

منابع :

۱٫طبرى ج ۴ ص ۱۸۱۵-۱۸۱۶ و رجوع کنید به ابن کثیر ج ۵ ص ۳۴۲٫

۲٫الزمر:۳۰٫

۳٫عقد الفرید ج ۵ ص ۱۰٫

۴٫انساب الاشراف ص ۵۸۲٫

۵٫ خطبه فدک

۶٫بحار ص ۱۹۱ ج ۴۳٫روضة الواعظین ص ۱۵۱٫

۷٫الاستیعاب ص ۷۴۹٫

۸٫بحار ص ۲۱۳ ج ۴۳٫

۹٫عیون المعجزات بنقل مجلسى ص ۲۱۲٫

۱۰٫طبقات ج ۸ ص ۱۸٫

۱۱٫انساب الاشراف بلاذرى ص ۴۰۲٫

۱۲٫طبقات ج ۸ ص ۱۸-۱۹٫

۱۳٫انساب الاشراف ص ۴۰۵٫

۱۴٫صحیح ج ۵ ص ۱۷۷،و ر.ک بحار ص ۱۸۳٫

۱۵٫اصول کافى ج ۱ ص ۴۶۱؛ زندگانى فاطمه زهرا(س) ، سید جعفر شهیدى

 ۱۶٫ج ۳ ص ۳۶۵٫

۱۷٫طبقات ج ۸ ص ۲۰٫

۱۸٫بحار ص ۱۸۲٫

۱۹٫بحار ص ۱۷۱٫

۲۰٫بحار ص ۱۷۱

۲۱٫ تاریخ اسلام، عهد الخلفاء الراشدین (فی المکتبه الشامله) و (ط. دار الکتب العربی) ۳/۱۱۷ {ذهبی م. ۷۴۸}

۲۲٫ لسان المیزان ۱/۲۶۸ {ابن حجر عسقلانی م. ۸۲۵} المکتبه الشامله

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>