خانه » اخبار » انتخابات ، میدان بزرگ امر به معروف

انتخابات ، میدان بزرگ امر به معروف

می دانیم که حفظ کمالات موجود و رسیدن به کمال مطلوب برای انسان در پرتو انجام وظیفه محقق است. حال این کمال در زندگی مادی یا معنوی باشد و یا در زندگی فردی و جمعی وغیره. از آنجائیکه یکی از واجبات بزرگ الهی بلکه بزرگترین واجبات و تکالیف که بر اساس آیات و روایات شریف از ویژگی های اصلی مومنین محسوب می شود، وظیفه خطیر امر به معروف و نهی از منکر است، در این قسمت چند آیه و حدیث را در زمینه اهمیت و جایگاه والای امربه معروف و نهی از منکر انتخاب و تقدیم شما حق جویان می کنیم تا ان شاء الله در تصمیم گیری های انتخاباتی مؤثر باشد.
الف) آیاتی از کلام الله مجید:
۱-« و لتکن منکم امّهٌ یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون»(۱)
یعنی، و باید از شما مسلمانان برخی ( که دانایی و توانایی لازم را دارند ) خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از بدکاری نهی کنند و اینان به حقیقت رستگار خواهند شد.
۲- کنتم خیر امّهٍ اُخْرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تومنون بالله و …»(۲)
شما نیکوکارترین امت هستید که بر آن ( اصلاح بشر ) قیام کردند که مردم را به نیکوکاری وادار کنید و از بدکاری باز دارید و ایمان به خدا آورید…
ب) روایات شریف:
پیامبر اعظم صلوات الله علیه وآله می فرمایند:
۱-« مَن اَمَر بالمعروف و نهی عن المنکر فهو خلیفه الله فی ارضه و خلیفه رسول الله و خلیفه کتابه»(۳)
یعنی کسی که امر به معروف ونهی از منکر کند جانشین خداوند در زمین و جانشین پیامبر و کتاب او است.
۲-« اِنَّ الله لیغض المومن الضیف الّذی لا دین له! فقیل له و ما المومن الّذی لا دین له؟ قال: الّذی لا ینهی عن المنکر.»(۴)
یعنی خداوند مومن ضعیفی را که دین ندارد، دشمن می دارد. شخصی پرسید یا رسول الله مومن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ فرمود: کسی که نهی از منکر نمی کند.
۳-« اگر روزی بر امتم برسد که امر به معروف ونهی از منکر را به یکدیگر واگذار کنند در آن روز باید اعلام جنگ با خدا کنند»(۵)
۴-« امت من همواره به خیر خوبی است مادام که امر به معروف ونهی از منکر کند و یکدیگر را در کار خیر کمک نماید. پس اگر چنین نکند برکات از آنها گرفته می شود و …»(۶)
امام علی علیه السلام:
۱-« … لا تترکوا الامر بالمعروف و النّهی عن المنکر فیولّی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب بکم.»(۷)
امر به معروف ونهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط می گردند. آنگاه هر چه خدا را بخوانید جواب ندهد!!
۲-«… و منهم تارک لانکار المنکر بلسانه و قلبه و یده فذلک میّت الاحیاء»(۸)
یعنی … و بعضی دیگر نهی از منکر را با زبان و قلب و دست رها ساخته اند که چنین کسی مرده ای میان زندگان است.
۳-«…  و ما اعمال البّر کلّها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الّا کنفثهٍ فی بحر لجّی»(۹)
یعنی ، و تمام کارهای نیکو و جهاد در راه خدا برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای( آب بخار دهان) در مقابل دریای مواج و پهناور است.
امام باقر علیه السلام نیز در بیان اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرمایند:
« اِنَّ الامر بالمعروف والنّهی عن المنکر فریضهٌ بها تُقام الفرائض و …»(۱۰)
یعنی امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه بزرگ الهی هستند که بقیه فرائض با آنها بر پا می شود و بوسیله این دو راهها امن میگردد و کسب و کار مردم حلال می شود. حقوق افراد تامین می گردد و در سایه آن زمین ها آباد و از دشمنان انتقام گرفته میشود و در پرتو آن همه کارها رو به راه می گردد.
حال با توجه به آیات الهی که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر را مایه فلاح و رستگاری و از نشانه های امت برگزیده الهی می داند (۱۱) و قیام جمعی و فردی را موعظه پروردگار بیان می کند و ایمان و عمل صالح و توصیه به حق و صبر را موجب نجات از خسران بر می شمرد. انصافاً مرتبه عالی امر به معروف و نهی از منکر چیست؟ به علاوه وقتی رسول اکرم صلوات الله علیه وآله ، آمر به معروف و ناهی از منکر را جانشین خدا و رسول خدا در زمین و تارک “امر به معروف و نهی از منکر” را مومن ضعیف بی دین معرفی می کنند و انجام امر به معروف و نهی از منکر در این بیانات نورانی چیست؟
همچنین وقتی حضرت علی علیه السلام ترک امر به معروف و نهی از منکر را موجب تسلط اشرار قلمداد کرده و تارک این دو فریضه بزرگ الهی را مرده ای ( افقی ) در بین زنده ها می دانند و از سوی دیگر وقتی همه واجبات الهی حتی جهاد فی سبیل الله را در برابر امر به معروف و نهی از منکر همچون قطره ای در مقابل اقیانوس عنوان می کنند! انصافاً منظور آن بزرگوار چیست؟
وقتی امام حسین علیه السلام انگیزه قیام خویش را امر به معروف و نهی از منکر دانسته و می فرمایند: «… اُرید اَنْ آمر بالمعروف و انهی عن المنکر…»(۱۲) منظور چیست؟
و همچنین وقتی امام باقر علیه السلام امر به معروف و نهی از منکر را مبنا و پایه سایر فرائض دانسته و موجب امنیت راهها، تامین حقوق افراد، آبادی زمین، انتقام از دشمنان و … معرفی می کنند! منظورشان چیست؟ آیا در موارد مذکور امر به معروف و نهی از منکرهای عرفی و کوچه و خیابانی منظور اصلی است؟آیا نگاه حضرت حق و حضرات معصومین صلوات الله علیهم اجمعین در این موارد به پا( کفش و جوراب و …) است یا به سر؟ اگر به سر است منظورشان روی سر و موی سر است یا توی سر؟ به خواص جامعه نظر بیشتری دارند یا به عوام؟مگر نه این است که:
کف به حس بینی و دریا از دلیل *** فکر پنهان آشکارا قال و قیل
چند روایت شریف در پاسخ به سوال پیش روی ما:
امام کاظم علیه السلام در تبیین آیه شریفه « قل انّما حرّم ربّی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و …»(۱۳) می فرمایند:
همانا قرآن ظاهری دارد و باطنی. همه چیزهایی که در قرآن حرام شده (زشت و منکر معرفی شده )، ظاهر امر است و باطن ( منشاء ) همه این کارهای زشت یا منکر است، رهبران جائر و بدکاره اند و هر انچه در قرآن حلال شمرده شده است( کارهای خوب و شایسته یا معروف ها)،  ظاهر امر است و باطن( سرچشمه ) این امورات پسندیده، رهبران برحق و درست کردارند.(۱۴)
آیا مفهوم فرمایش امام کاظم علیه السلام غیر از این است که حاکمان صالح و مدیران شایسته و لایق همچون شجره طیبه ای هستند که ریشه و سرچشمه خیر و برکت فراوان بوده و انواع ثمرات ارزشمند اخلاقی، اقتصادی،  سیاسی و فرهنگی را به مردم هدیه خواهند کرد؟ و در مقابل حاکمان فاسد و مدیران وابسته و نالایق مثل شجره خبیثه ای هستند که اصل و منشاء بسیاری از بدبختی ها و فقر و فلاکت خواهند بود؟
رسول اکرم صلوات الله علیه و آله می فرمایند:
« اذا کان اُمراؤُکم خیارکم و … فظهر الارض خیرٌ من بطنها و اذا کان امراؤکم شرارکم و … فبطن الارض خیرٌ لکم من ظهرها»(۱۵)
یعنی آن زمان که امیران و فرمانروایان شما از برجستگان و بهترین های شما باشند و … روی زمین بودنتان بهتر است از نهان گشتن در زیر آن. ( زندگی بهتر از مرگ است )، ولی اگر زمامداران امور شما از اشرار (افراد پست و فرومایه ) شدند، آنگاه مرگ گواراتر و زیباتر از زندگی است!!
وقتی طبق فرمایش رسول اعظم صلوات الله علیه وآله ارزش زندگی انسان در سایه حاکم صالح بوده و زندگی در زیر سایه حاکم طالح با داشتن همه چیز هم مردگی است! آیا نمی توان فهمید که حاکم صالح، منشاء معروف و حاکم طالح، منشاء منکر است؟
با مروری دوباره به نکته پنجم و دقت در نقش مسئولان در زندگی انسانها، آیا نتیجه غیر از این خواهد بود که سرچشمه همه معروفها حاکمان و زمامداران صالح و منشاء همه منکرات، زمامداران صالح اند؟ مثلاً وقتی رسول اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و حضرت علی علیه السلام اصلاح و افساد دو گروه امراء و علماء دین یا خواص را موجب اصلاح و افساد امت می دانند و شباهت مردم در اخلاق و رفتار اجتماعی را به زمامداران بیشتر از شباهت آنان به والدینشان قلمداد می کنند و … آیا نمی توان بی هیچ شک و شبهه ای گفت که بالاترین مرتبه امر به معروف، نصب صالح ترین فرد در راس نظام اجتماع و به همین ترتیب تا پایین است؟ و بالاترین نهی از منکر نیز عزل طالح ترین فرد از راس نظام اجتماع و به تبع آن تا پایین خواهد بود؟ آیا پیام آیه تبلیغ و غدیر خم غیر از این است؟ و آیا اقدام امام حسین علیه السلام و امام خمینی (ره) غیر از این می باشد؟

با توجه به آنچه گفته شد آیا امر به معروف و نهی از منکر وظیفه شرعی ما نیست؟ پس بیائیم به حول قوه الهی در میادین مختلف انتخابات حاضر شده و با انتخاب یا انتصاب صالحان  و شایستگان، چشمه معروف ایجاد کنیم که ان شاء الله در بهشت برین بصورت تسنیم از آن خواهیم نوشید. البته لازم به یادآوری است که انتخاب و نصب مدیران نالایق، ذلیل، ناتوان و .. یا طالح، حفر چشمه منکری است که در جهنم بصورت حمیم در حلق انتخاب کننده فرو خواهند کرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>